دخترک صورتی از ورود شما به این سایت و عضویت در اینجا خوشحال میشود.
می خواستم از پشت چشمانت را بگیرم ترسیدم اسم های زیادی رو بگی بی خیال شدم.
برچسب:
نویسنده: دخترک صورتی
در کافه کنج دیوار ...
رو به روی هم ...
خوب شد قهوه مان را نخوردیم ...
حرف هایمان به اندازه ی کافی تلخ بود.

برچسب:
نویسنده: دخترک صورتی
حیف نون خفاش می بینه. از خنده غش می کنه.
می گه: تا حالا موش چادری ندیده بودم ! 

دماغشون میکنن دهنشون کج میشه و 116 تا عصب صورتشون درگیر میشه... 

برچسب:
نویسنده: دخترک صورتی
حیف نون داشت می مرد، به زنش گفت
بعد از من فقط با مش قربون می تونی ازدواج کنی!
زنش گفت چرا؟ حیف نون جواب داد: چند سال پیش، یه
خر پیر داشت به من انداخت، می خواهم تلافی کنم ! 

برچسب:
نویسنده: دخترک صورتی
برچسب:
نویسنده: دخترک صورتی
برچسب:
نویسنده: دخترک صورتی
برچسب:
نویسنده: دخترک صورتی